|
دلم گرفته از خودم . میدونم اون عشق اشتباه بزرگیه ولی بازم بهش اصرار داشتم . خرد شدم و شکستم ولی دم برنیاوردم . همه چیزمو گذاشتم ولی انگار تو این دنیا فقط بدیات نمایش داده میشه . خسته امو داغون و سرگشته یه طرف احساسو دلمه طرف دیگه عشقم. از خودم ناامید شدم دیگه هیچ چیزی آرومم نمیکنه حتی اون دلم میخواد برم جایی که نه کسی باشه منو بشناسه و نه من کسی رو خسته ام خدا
دستها بالا بود. هر کسي سهم خودش را طلبيد. سهم هر کس که رسيد، داغ تر از دل ما بود ولي نوبت من که رسيد، سهم من يخ زده بود!سهم من چيست مگر يک پاسخ پاسخ يک حسرت! سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند
ملامتت نمی کنم
خیلی مواقع پیش یاد که از خودتم خسته میشی نمیدونی به کجا پناه ببری توی مملکتی هستیم که زمامدارانش هیچ ارزشی برای همنوعان خود قائل نمیشن حق بقیه رو ضایع میکنن و برای اون دلیل وبرهان هم میارن جای اعتراضی هم نمیذارن چسبیدن به یکسری خرافات و می خوان اونا رو به زور بکنن تو سرت
شهرام شکوهی هنرمندی که آمیزه ای دلنشین از موسیقی ایرانی و موسیقی اسپانیا را پدید آورد و آهنگساز و شاعر ترانه هایش نیز هست . بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم
حقممون رو نمیدن باید اونو به زور گرفت زنده با آزادی
امسال۱۳ آبان رنگ دیگری داشت؛ اما دریغ که رسانه های خبری داخلی و در این مورد انعکاس نمیدن این مملکت همواره لگدمال دیکتاتوران با لباسهای مختلف بوده ؛زمانی شاهان و خوانین واکنون آخوند چیزی را به نام دین به مردم تحمیل کردند و با اون بر مردم حکومت میکنن و تمدن چندین هزار ساله ما رو به سخره گرفتند ولی اینجا دیگر حکومت معنایی نداره اینجا مردم ایرانندکه ندای آزادی را سر میدهند ترس طوری به جونشون افتاده که حتی به سنگ قبر ندا هم رحم نمیکنند اندکی صبر سحر نزدیک است.
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد. صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند. قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند و جهانیان یک چشم خشم و یک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند. چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت. شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت
" ابلها ! مردا ! عدوی تو نیستم من !
انکار توام ! " - دو تا "ت " بَده ! تاریخ و ترک سیگار مرض عادی می شه واسه جماعت بیمار ! مثل درد پریود و یه کمی بیشتر داری می میری ادای زنده ها رو در نیار ! لک خون گوشه لبته ! چسبیده ! وردار من و این خانوم رابطه ای نداریم سرکار ! باید بلند بگی ولی خوب شاش بند شدی ! به تو هیچ ربطی نداره ! شعار رو دیوار ! می خوان خانوما و آقایون از هم تفکیک شن ! بوش و لابی یهود ببین و تحریک شن و مسیح لات دم کوچه با دستمال یزدی به قول " مریم هوله " نيچه تو لباس کردی یه هاله ی مقدس رو سر مترسک! یکی بزغاله می بینه همه رو ! یکی هم سگ ! شکم سیر و مغر پیر و انقلاب مخملی ! چریک کت شلواری و چه گوارای فکلی ! سیاسیای مست و مستای معتقد ! دکتر و پرفسور با پیشوند سید ! مفتی بی ریشه و ریشه ی مفتی ! امت گشنه ! کرم و کلام کذب و کشف و کتاب کهنه دولت بیمار ! ملت بیزار ! مدیر غایب جوون و جلق و جهاد اکبر و امام نائب شهید زنده و زنده های مرده بی کفن چماق و چراغ ِ دین چلغوزای بی وطن فردوسی ! خط امامی با سربند یا زهرا حافظ ! یه بسیجی کلاچ به دست سر کوچه ها حقوق بشر بشر بی حق حرفهای شیرین تلفیق مسجد با نمای کاخ سفید کرملین فمینیست مردونه ! حق زن می شه بازیچه ! فالاچی با دامن مینی ژوپ و سبیل نیچه این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی رل جنازه ای که زنده است به همین سادگی نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی ! این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی رول یه جنازه که زنده است به همین سادگی نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی ! دختر خاله ی محجبه !یاد هفت سالگی ! زیر پتو ! دکتر بازی و کشف یک سادگی زن همسایه ! مشکل جنسی ! شوهر بیکاره سه سال حبس و یه آش نخورده و سکس نیمه کاره دوستی با دوست مامان و بیوه های تشنه لب عاشق دختر همسایه فقط واسه یه شب شبای عاشورا و فیلم پورونو خونه خالی شب شعر و روزای سگی و معشوق خیالی حسرت بوسیدن لبت وسط خیابون ! عقده ی هم آغوشی با تو بی ترس زندون دنبال کردنت تو خیابون و کوچه خلوت یه گل پژمرده با نامه یا با ده دقیقه صحبت یه قلب شونزده ساله که از ترس مامور می زنه مامور اگه نبینه ! خونواده سرتو می زنه یه بکارتی ! که معنیش واست غریبه غیرت داداش و بابا که حالا شدن غریبه فرار و خیابون و اعتیاد و فحشا ! قصه هایی که شاید تکراری شده واسه ما مسیح عربده کش با دستمال یزدی مریم واست هیچ شانسی نیست که به خونه برگردی مریم بیوه و مریم بی حق حضانت ! مریم بی ارث و مریم بی حق شهادت ! مریم تو بنده واسه چند تا دونه امضا ! مریمی که خودکشی شده توی بازداشتگاه به نقش سیاهی لشگر تو فیلم راضی باش چشاتو ببند و فقط به فکر بازی باش خر شو از خودت دست بکش ! افول کن ! ببند دهنتو ! شرایطو قبول کن ! این سنت پیغمبره ! بپذیر ! زن یا مرد ! فرقی نمی کنه ! بمیر ! این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی رول یه جنازه که زنده است به همین سادگی نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی رول یه جنازه که زنده است به همین سادگی نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی
|
About
اين روزها خيلي برايم كشدار شده است Archivesبهمن 1390اردیبهشت 1390 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 Links
انجمن بشترنا |